تبليغاتX
زندگی افتادن در پیچ و خم غم هاست
همیشه تنها ماندن سهم من از زندگی بود.
 تولدت مبارک
 

 
تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم
چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمی دانم
تو مثل شمعدانی ها پر از رازی و زیبایی
و من در پیش چشمان تو مشتی خاک گلدانم
نمی دانم چه باید کرد با این روح آشفته
به فریادم برس ای عشق من امشب پریشانم
تو دنیای منی بی انتها و ساکت و سرشار
و من تنها در این دنیای دور از غصه مهمانم
تو مثل مرز احساسی قشنگ و دور و نامعلوم
و من در حسرت دیدار چشمت رو به پایانم
بمان امشب کنار لحظه های بی قرار من
ببین با تو چه رویایی ست رنگ شوق چشمانم
شبی یک شاخه نیلوفر به دست آبیت دادم
هنوز از عطر دستانت پر از شوق است دستانم
تو فکر خواب گلهایی که یک شب باد ویران کرد
و من خواب ترا می بینم و لبخند پنهانم
تو مثل چشمه اشکی که از یک ابر می بارد
و من تنها ترین نیلوفر رو به گلستانم
تمام آرزوهایم زمانی سبز میگردد
که تو یک شب بگویی دوستم داری تو می دانم
غروب آخر شعرم پر از آرامش دریاست
و من امشب قسم خوردم تر ا هرگز نرنجانم
به جان هر چه عاشق توی این دنیای پر غوغاست
قدم بگذار روی کوچه های قلب ویرانم
بدون تو شبی تنها و بی فانوس خواهم مرد
دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم
 
 سیاوش عزیز تولدت رو با دنیایی از عشق بهت تبریک میگم

 

|+| نوشته شده توسط آراد 007 در یکشنبه سوم آبان 1388  |
 براى او و به خاطر او

 

 

براى او و به خاطر او

 دیوانه نیستى،

 

اگر به درد دل‏هاى مردم گوش فرا مى‏دهى و

 

 حتى یک نفر را ندارى که به درد دلت گوش دهد.

دیوانه نیستى،

 

اگر با همه کس مى‏سازى و خود مى‏سوزى،

 

 ولى حتى یک نفر را ندارى که با تو بسوزد و بسازد.

 

دیوانه نیستى،

 

اگر خواسته‏هاى همه دوستان را اجابت مى‏کنى و

 

حتى یک دوست ندارى که یک خواسته‏ات را جواب گوید.

 

دیوانه نیستى،

 

اگر این همه به اطرافیانت محبت نشان مى‏دهى و

 

 دریغ از یک ذره محبّت که به تو نشان دهند.

 

دیوانه نیستى،

 

اگر به خاطر دیگران گریه سر مى‏دهى و

 

حتى یک نفر به حال تو گریه نمى‏کند.

 

 

دیوانه نیستى،

 

 

اگر شادى‏هاى خود را با دیگران قسمت مى‏کنى و

 

حتى خبر شاد شدن دیگران را نمى‏شنوى.

 

 

دیوانه نیستى?????????????

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط آراد 007 در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388  |
 هنوزم دلتنگتم

 

زيباترين تصويري که در


زندگانيم ديدم نگاه


عاشقانه و معصومانه تو بود

زيباترين سخني که


شنيدم سکوت دوست


داشتني تو بود



زيباترين احساساتم


گفتن دوست داشتن تو بود

زيباترين انتظار زندگیم


حسرت ديدار تو بود

زيباترين لحظه زندگيم


لحظه با تو بودن بود

زيباترين هديه عمرم


محبت تو بود

زيباترين تنهاييم


گريه براي تو بود

زيباترين اعترافم


عشق تو بود .

 

اعترافی نیست جز اینکه عاشقانه دوستت خواهم داشت ...

صنم عزیزم امیدوارم که لحظه لحظه های زندگیت پر باشه از شادی 

و خوشی ... 

تا ابد برام بهترینی دیوونه
 

 

|+| نوشته شده توسط آراد 007 در دوشنبه هشتم تیر 1388  |
 عاشق باش

عاشق باش اما اعتراف نكن!!

 به هیچ کس اعتماد نکن نازنین به هیچ کس راز دل نگو نازنین

 به هیچ کس نگو که دل بسته ام به تو به هیچ کس نگو

که عاشقش شدی نه، نه ،نگو نه، نه، به هیچ کس اعتماد نکن

 به هیچ کس نگو که یک شبی کنار پنجره گریه کردی از خاطرش

 به هیچ کس نگو که از دیدنش سرعت قلبت از ثانیه جلو می زند

 به هیچ کس نگو که روزها گذشت و پیر شدی در انتظار دیدنش

 به هیچ کس نگو به هر دری زدی برای باز دوباره دیدنش به

 هیچ کس نگو حتی کسی که چتر شد زیر باران برای تو ،

 به هیچ کس نگو حتی کسی که گفت عاشقت شده است به

 هیچ کس نگو حتی کسی که نیمه شب

 برای تو شعر گفته است به هیچ کس نگو

 حتی کسی که گفت از بی اعتناییت

 دلم شکسته است شک نکن او روزی با تمام عشق رها

 می کند تو را ، نه نه کسی به احساس پاک تو که

 مثل یک گل شکفته است توجهی نمی کند

 آری گل تازه شگفته ات به دست عابران چیده می شود

 یا که زیر پایشان مثل یک علف لهیده می شود ،

 دیدی که گفتم به هیچ کس اعتماد نکن

 پس اگر اعتماد کردی و عاشقش شدی

 و قلب تو شکست گلایه ای نکن!!!!!!

 

صنم عزیزم از اینکه تو این روزای تنهایی تنهام نمی زاری

 ازت یه دنیا ممنوم......

دوست دارممممممممممممممممممممممممممممممممم

 

|+| نوشته شده توسط آراد 007 در دوشنبه یازدهم خرداد 1388  |
 امیر حسین من

 اول از همه دوستای گلم تشکر میکنم

که تو این مدت منو فراموش نکردن و با سر زدن به وبلاگم

خوشحالم کردن ... اومدم بهتون خبر بدم امیر حسین نازنینم

داره میاد ... و منم تولدش رو مامان و بابای خوبش

 علی و غزال مهربونم تبریک میگم .

 

 اگر  هر بار که بر لبام لبخند می نشانی می توانستم به آسمان بروم

و ستاره ای بچینم آسمان شب دیگر مثل کف دست بود.

 

اگر معنای عشق را می فهمم همه به خاطر توست ... (هرمان هسه )

                                برای امیر حسین عزیز م

|+| نوشته شده توسط آراد 007 در یکشنبه سی ام فروردین 1388  |
 ولنتاین مبارک

 

کاش می دانستیم زندگی کوتاست

 

کاش از ثانیه های زندگی لذت می بردیم

 

کاش قلبی رو برای شکستن انتخاب نمی کردیم

 

کاش همه را دوست داشتیم

 

کاش معنی صداقت را ما هم می فهمیدیم

 

کاش هیچ کودک فقیری دیگر خواب نان تازه وداغ را نمی دید

 

کاش دلهایمان دریایی می شد

 

کاش می فهمیدیم زندگی زیباست

 

و

 

لذت می بردیم تا نهایت

 

کاش میدانستیم که ما نمی دانیم فردا برایمان چه اتفاقی می افتد

 

کاش بهانه ای برای ناراحت کردن دلهای زخم خورده نبود

 

کاش...

 

کاش...

 

کاش

کاش یکی هم به من تبریک میگفت ... اما

 

شاهزاده خانم غزالی نازم خواستم بدونی هنوزم واسم تو دنیا یکی یه دونه ای ***

مهربونی هات ُ فداکاریهات ُ صبوریهات هنوز از یادم نرفته  

هر چند ازم دوری اما عاشقونه دوست دارم

از صنم عزیزم بی نهایت ممنون که هیچ وقت منو توی این شرایط سخت تنها نزاشت

ولنتاین رو به همه عاشقای دنیا تبریک میگم

 

 

 

Happy valentine day

 

|+| نوشته شده توسط آراد 007 در شنبه بیست و ششم بهمن 1387  |
 خدای مهربون من
 

**قربونت برم خدا.....**

امتحان های خدا عجیب هست منظورم اینه که مثل امتحان های

معمولی نیست، چرا که روز و ساعتش رو اعلام نمی کنند و هیچ برگه ای به بورد دنیا نمی زنند

 که در اون خداوند برنامه ی امتحانیش رو اعلام کرده باشه،برای همین دنیا اینطوری نیست که

هر لحظه هر کاری دلت خواست بکنی و بعد یک شبه بشینی برای امتحان آماده بشی. معمولا

خدا یکهو میاد سر کلاس و میگه :خب! بنده های عزیزم!! ورقه ها روی میز .

و تو هر چقدر هم بهانه بگیری که شما قبلا نگفته بودید یا التماس کنی که امتحان رو بندازه یه

روز دیگه ، کار ساز نیست که نیست!! اما ماجرا اینجا تموم نمیشه و ۲ تا چیز خیلی خوب داره،

 اولیش اینه که خدا از هر درس فقط یک بار امتحان نمی گیره، حتی فقط یه جور هم امتحان

نمی گیره و این فرصت رو می ده که هی شانست رو پیش خدا امتحان کنی!!

اما دومی از اولی هم بهتره ،دومی اینه که خدا بیشتر و بیشتر از همه ،

همه ورقه ها رو با ارفاق صحیح می کنه ،بدون اینکه لازم باشه

آخر امتحان هی با التماس بهش بگی : تو رو خدا ، با ارفاق تصحیح کنی ها.....

 

|+| نوشته شده توسط آراد 007 در سه شنبه هشتم بهمن 1387  |
 تولدم بدون تو مبارک است؟؟؟
 

 

دنيا آمدی در اوج سرما

به دنيايی که دارد موج سرما

دل گرمت به گرمای محبت

دلم کز دوريت پرگشته حسرت

خودم دور و دلم سويت کشد پر

کشد در جوی مهرت بيخبر سر

دلم خواهد شوم همراه دردت

بگيرد در خودش دستان سردت

خجسته روزی گشت امروز و فردا

مبارک باشدت ميلاد عذرا

 

اين شعر رو صنم عزيزم براي من گفته كه خيلي دوسش دارم ...

 صنم نازنينم مطمئن باش كه هيچ وقت فاصله ها

حريف عشق ما  نميشن ... اميدوارم زمستون زودي تموم شه ميدوني چرا ؟؟؟؟

تولدت رو با دنيايي از عشق بازم تبريك ميگم .

 

 Honey

Happy birthday to you

  

 

|+| نوشته شده توسط آراد 007 در چهارشنبه یازدهم دی 1387  |
 برای صنم که فرسنگها ازم دوره

 

 

لمس کن کلماتي را که برايت مي نويسم تا بخواني و بفهمي چقدر جايت خاليست ...

 تا بداني نبودنت آزارم مي دهد ...

لمس کن نوشته هايي را که لمس ناشدنيست و عريان ..

. كه از قلبم بر قلم و كاغذ مي چكد لمس کن گونه هايم

را که خيس اشك است و پُر شيار ...

لمس کن لحظه هايم را ... تويي که نمي داني من كه هستم?

لمس کن اين با تو نبودن ها را لمس کن ...

 

... صنم عزيزم هم كريسمس و هم تولدت مبارك ...

 

|+| نوشته شده توسط آراد 007 در سه شنبه دهم دی 1387  |
 سینه من صدفی است

 

سینه من صدفی است   صدفی ساده و پاک

گوهرش خاطره هاست

بی گناهی که گناهش همه تنهایی اوست

سینه من صدف خاطره ها بوده و بس

روز و شب گشته از آن خاطره ها سر خوش و مست

چه نیازی که به گوهر بدهد لذت خویش

گوهری کاین همه شادی به غم آغشته کند

این و آن زخم زبانها زده اند

تا بکارم به درون گوهر بد بختی خویش

حسرت پرورش گوهر من با همه هست

حسرت یک دل بی کینه مرا کرده اسیر

یک نفس ، به صد گوهر نایاب ندهم ...

 

یادت باشد

 

من نیز چنان که تو از من گذشتی از تو خواهم گذشت

اما با اندوهی بزرگ و تشنه تر از همیشه

خاموش خواهند ماند ...دوست دارم تا بی نهایت ...

 

راستی ۱۲ دی روز تولد م... کسی رو که ندارم که منتظرش

باشم ..اینجا نوشتم ... شاید خواستم خودم گول بزنم ...

نمی دونم ...

 

 

|+| نوشته شده توسط آراد 007 در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387  |
 برای تنها همدم زندگیم

هوای حوصله ابری ست

 

هنوز عشق در حول و هوش چشم

 تو می چرخد

 

آن گونه عاشقم که حرمت مجنون را

احساس می کنم

 

هر نفسم شعرست

 

 ... چشم تو شاعر منست

 

و من  دزد شعرهای تو هستم ...

 

تقدیم به نازنین نگارم که غبارهای کالبدم نیز بعد از مرگ او را می پرستد... 

بیاد شاهزاده کوچلوی خودم 

 

|+| نوشته شده توسط آراد 007 در دوشنبه هجدهم آذر 1387  |
 چرا رفتی و تنهام گذاشتی؟؟؟

 

وقتی رفتی همه چی رفت ...
همه ی دلبستگی رفت ...
شب و روز من یکی شد ...
حتی حس زندگی رفت ...
دیگه بی تو مرده بودم ...
حرف مردم شده بودم ...
توی آغوش نبودت ...
تو خودم گم شده بودم ...
وقتی رفتی تازه فهمیدم کی بودی ...
برای من تپش زندگی بودی ...
وقتی رفتی دیگه اون پنچره خوابید ...
وقتی رفتی ...
آره! رفتی ...

تقدیم به یگانه ترین نازنینم که خاک اون از من ربود ....

 

|+| نوشته شده توسط آراد 007 در یکشنبه سوم آذر 1387  |
 بدون شرح 4
|+| نوشته شده توسط آراد 007 در یکشنبه پنجم آبان 1387  |
 
 

 

وقتی که مثل شراب مست مستم می کنی

عاشق عشق میشم می پرستم می کنی

وقتی که به من میگی جون من بسته به جونت

منو آروم می کنه اون صدای مهربونت ...

دل غمگین منو باز تو آروم  می کنی

می شکنی طلسم غم آخه جادوم می کنی

وقتی که تو بد میشی باز می بینم دنیا رو سرم خرابه

می بینم که باز دارم  دق می کنم همیچیم نقش بر آبه

اما تا می خوام برم سر به دیوارا بکوبم

باز به دادم میرسی به من میگی ... عشقمی تو خوب من

باز میگم عزیز من پا رو قلبم نزاری ،

مهربونه با منو ... اشکمو در نمیاره ...

با صمیمانه ترین احساسات برای تنها بهانه ام  برای نفس کشیدن ...

بیاد شبهای کنار دریا و بیاد چشمای نازنینت که تمام دنیای من بود ...

می دونم که میدونی هنوزم عاشقونه و بی بهونه دوست دارم دیوونه ... حتی اگه

 فرسنگها دور از من باشی...

 

|+| نوشته شده توسط آراد 007 در شنبه ششم مهر 1387  |
 به تو سپرده بودمش

 آنقدر آهسته مي آيم
با صداقت كلامم
با لطافت نگاهم
با سرود تنهاييم
با دل سوزانم
باعشق عريانم
انقدر اهسته ي آيم كه سكوت آمدنم


تنهاييت را آزار ندهد
همچون نسيم زيباي بهاران
همچون حديث مكرر عاشقي ، ديوانگي ، آزادگي

مي آيم تا با سكوتم معناي حادثه ها را در كلامت جستجو كنم
باش كه فردا ها و فرداي فرداها را با تو فقط با تو ببينم


و نسيمي جانسوز براي تن خسته من
مي آيم، تا با آمدنم سايه هاي ماندگار را در كوچ دلي خسته نبينم


مي آيم، كه بيايي اي نيلوفر من
بيايي و مرا به سراي جاودان عشق دعوت كني


آنقدر آهسته بيا، آنقدر آهسته مي آيم
كه هر لحظه حضورم با نامت جاودانه بتازد


و اين همان حديث مكرر آمدن من
و حديث مكرر عاشقي ست!!

این شعر رو هانای عزیز برای من گذاشته بود ...

منم اونو تقدیم می کنم به تنها همدم زندگیم ...

  

|+| نوشته شده توسط آراد 007 در شنبه نهم شهریور 1387  |
 دلم برای کسی تنگ است

دلم برای کسی تنگ است

 که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد

دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی

کلا مش مرا در عشقش غرق می کند

دلم برای کسی تنگ است

که تنم اغوشش را می طلبد

 دلم برای کسی تنگ است

که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند

 دلم برای کسی تنگ است.

شاهزاده دلم برات تنگه یه دنیا 

بی بهونه هنوزم دوست دارم ... 

|+| نوشته شده توسط آراد 007 در شنبه دوازدهم مرداد 1387  |
 تنها ترین تنهای این دنیا منم ...تو دگر غصه مخور

 

چقدر وحشتناكه كه هيچكس دلش براي من تنگ نشد

 هيچكس نپرسيد كجايي؟

حتي اونايي كه خيلي دم از معرفت مي زدند!!!!

ياد حرف همسايه افتادم كه يک بار بهم گفته بود ...

 به سايه ها دل نبند!...... راست گفت .

 تقدیم به دوست مهربونم سودای عزیز که گذشته فکرشو بد جوری مشغول کرده.

|+| نوشته شده توسط آراد 007 در یکشنبه سی ام تیر 1387  |
 برای شاهزاده خودم

هيچ كس اشكي براي ما نريخت هر كه با ما بود از ما مي گريخت

چند روزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست

 گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفال مي زنم

 حافظ ديوانه فالم را گرفت يك غزل آمد كه حالم را گرفت:

ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم....

یادت همیشه بر لوح دلم ماندنیست ...

هنوزم دوست دارم دیوونه .... بی بهونه اما عاشقونه....

هر چند که کنارم نیستی اما یادت همیشه تو قلبمه ...

  

 

|+| نوشته شده توسط آراد 007 در دوشنبه هفدهم تیر 1387  |
 بدون شرح 007

 

 

|+| نوشته شده توسط آراد 007 در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387  |
 چند تا دوسم داری؟؟؟؟

 چند تا دوسم داری ؟

 همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ میگفتم...

 ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم : یکی !!! میدونی چرا ؟

چون قوی ترین و بزرگترین عددیه که میشناسم ...

 دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟

 ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ...

تو هم یکی هستی ... وسعت عشق من به تو هم یکیه ...

پس اینو بدون از الان و تا همیشه : یکی دوست دارم....

تا ابد عاشقونه و بی بهونه دوست دارمممممممممممممممممم....

هنوزم شاهزاده ی قصه های منی.

 

 

|+| نوشته شده توسط آراد 007 در سه شنبه چهارم تیر 1387  |
 به یاد ستاره های در باد گمشده و تقدیم به تنها عشقم که دیوو نه وار عاشقشم

 

خواستم عشق رو تو دستام بگیرم ، ولی جا نشد . پس گذاشتمش تو جیبم ، ولی جا نشد . در كیفمو باز كردم ، ولی جا نشد . تصمیم گرفتم ببرمش توی اتاق ، ولی جا نشد . بنابراین یه خونه براش گرفتم ، ولی جا نشد . با خودم گفتم : یه باغ ! آره ! ولی جا نشد . پس گذاشتمش توی قلبم ، حالا دیگه جاش خوبه خوبه ... تازه می فهمم این كه می گن دل آدم می تونه از دنیا هم بزرگتر باشه یعنی چی .!؟!؟

امیدوارم از مطلب جدیدم خوشتون اومده باشه ...

ممنون از همتون که با حضور سبزتون خوشحالم می کنید...

تنهاترین تنها

 

|+| نوشته شده توسط آراد 007 در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387  |
 ازت متنفرم

 

کسی را که خیلی دوست داری همیشه زود از دستش میدهی

 پیش از آن که خوب نگاهش کنی مثل پرنده ای زیبا بال می گیرد

 هنوز بعضی از حرف هایت را به او نگفته بودی

 هنوز همه لبخندهای خود را به او نشان نداده بودی

 همیشه این گونه بوده است کسی را که از دیدنش سیر نشده ای

 زود از دنیای تو می رود .

  امشب تمام گذشته ام را ورق زدم :

 پر از لحظه های سیاه ، لحظه های داغ و پرالتهاب بی قراری ، دلتنگی

 افسرده ، خاموشی ، سکوت ، اشک ، سوختن .... چیزی نیافتم .

 دلم به درد می آید وقتی سرنوشت را به نظاره می نشینم

 

 

|+| نوشته شده توسط آراد 007 در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387  |
 دوستت دارم

سکوت می کنم ...

و زندگی را مزه مزه می کنم ...

من دلم می خواهد تمام رویاها را زنده کنم ...

                            و در گوشت زمزمه کنم:دوستت دارم...

 

|+| نوشته شده توسط آراد 007 در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387  |
 بیاد ارزوهایی که می میرند

به ياد آرزوهايي که ميميرند

 سکوتي ميکنم سنگين تراز فرياد...

|+| نوشته شده توسط آراد 007 در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387  |
 جای دستات
            

                     

هنوزم جای دستای تو روی شونه هامه

شایدم واسه این که غم تو صدامه

تو که باور نداری هنوز عاشق ترینم

شبا به یاد تو کنار پنجره می شینم

تا شاید روی ماهتو تو آسمون ببینم

کجایی تا ببینی منو این صورت خیسو

صورتم مث کاغذ شده چشمام خودنویسو

واسه تو مینویسم یه نامه بی نشونی

می دونم آخه نامه هامو هیچ وقت نمی خونی

خدا کنه به یاد اشک چشم من بمونی

تو که خوب می دونی بی عشق تو خیلی حقیرم

                      بیا تا توی دستای تو باز آروم بگیرم

|+| نوشته شده توسط آراد 007 در دوشنبه بیستم خرداد 1387  |
 عاشقتم چرا نمی خوای بفهمی؟
|+| نوشته شده توسط آراد 007 در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387  |
 برای اونی که عاشقم کرد

 

نگاهت كافيست تا دوباره در هوايت بميرم

من هر روز را به بهانه ي آمدنت شب مي كنم

تو هميشه به گريه هاي شبانه ي من دعوتي

درست راس ساعت دلتنگي

 

|+| نوشته شده توسط آراد 007 در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387  |
 کم تحمل

 

چقدر سفت شده پدال دوچرخه

 دو نفره ي دوستيمان زير پايم !!!!!

حالا..... يا من خسته ام ، يا شيب زياد شده !!!!

شايد هم تو ديگر ركاب نمي زني !!!!

 

|+| نوشته شده توسط آراد 007 در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387  |
 برای تو نازنینم

 

تنهام نزارنازنین

 

|+| نوشته شده توسط آراد 007 در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387  |
 فکر امروزت باش

تو که در باور مهتابي عشق رنگ دريا داري

 فکر امروزت باش به کجا مي نگري زندگي ثانيه ايست

 وسعت ثانيه را مي فهمي مي شود

 

مثل نسيم بال در بال پرستو بوسه بر قلب شقايق بزنيم

 

 بدونت تنها نيست تو خدا را داري و

 

من آرامش چشمان تو را

 

|+| نوشته شده توسط آراد 007 در شنبه یازدهم خرداد 1387  |
 
 
بالا